خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





زیر درختان کنار آژانس شیشه ای!

    بخواهم هم نمی توانم از آژانس شیشه ای بلیط نمایش لطیف اثبات تناقضهای جامعه را نخرم، نمی توانم از کنار راین بگذرم و کرخه را نادیده انگارم، نمی توانم تندی رقابت عشق را از روبان قرمز جدا کنم و هرگز نخواهم توانست چشمهایم را بدون بوی پیراهن یوسف پالایش دهم. در کنار تمام این نتوانستنها، مگر می شود عشق به زندگی را از گوشه گوشه هیچ های منجیل جدا کرد؟ مگر می توان شاخه های زیتون را در پاییز تنها گذاشت و آیا می توان طعم گیلاس را فراموش کرد؟ مشق من اینهایند، دفتر من هم گم شده است در هزارتوی روستای زندگی و کسی نیست آن را برایم بیاورد. من اندیشه ام خاکستری است من با اینها زندگی کرده ام. بگذاریم فعلن هر آنچه می خواهند بگویند. حاتمی کیا برای من همان حاتمی کیای آزانس شیشه ای است و کیارستمی هم همان کیارستمی خانه دوست کجاست.


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : زندگی ,توانم ,
    زیر درختان کنار آژانس شیشه ای!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده