جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

زیر درختان کنار آژانس شیشه ای!

    بخواهم هم نمی توانم از آژانس شیشه ای بلیط نمایش لطیف اثبات تناقضهای جامعه را نخرم، نمی توانم از کنار راین بگذرم و کرخه را نادیده انگارم، نمی توانم تندی رقابت عشق را از روبان قرمز جدا کنم و هرگز نخواهم توانست چشمهایم را بدون بوی پیراهن یوسف پالایش دهم. در کنار تمام این نتوانستنها، مگر می شود عشق به زندگی را از گوشه گوشه هیچ های منجیل جدا کرد؟ مگر می توان شاخه های زیتون را در پاییز تنها گذاشت و آیا می توان طعم گیلاس را فراموش کرد؟ مشق من اینهایند، دفتر من هم گم شده است در هزارتوی روستای زندگی و کسی نیست آن را برایم بیاورد. من اندیشه ام خاکستری است من با اینها زندگی کرده ام. بگذاریم فعلن هر آنچه می خواهند بگویند. حاتمی کیا برای من همان حاتمی کیای آزانس شیشه ای است و کیارستمی هم همان کیارستمی خانه دوست کجاست.


    این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 7 مهر 1393
    منبع
    برچسب ها : زندگی ,شیشه ,توانم ,آژانس شیشه ,
    زیر درختان کنار آژانس شیشه ای!

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 4 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر